باتسلیت فرارسیدن اربعین حسینی به همه عاشقان و دلباختگان کوی دوست،آنچه که انگیزه نگاشتن این نوشتار گشته درخواستی بود از دوست خوب و همراه همیشگی ام"مهرزاد عزیز":

سلام

دو تا حرف درست و حسابي بارم كن حاجي كه حقمه نمازمو يه خط درميون ميخونم چيكاركنم اتومات بخونم؟

  و اما مقدمه جواب نازنین برادر:

  آیا تا بحال اندیشیده اید که چرا با این که ما در یک جامعه ی دین محور زندگی میکنیم ارزش های دینی برای مردم تا این حد بی رنگ است؟ با اینکه اصول و فروع دینمان برای همگان تا حدودی معرفی شده  پس کجای کار لنگ است که نمودش را نمی بینیم آن پویایی و رشدی را که باید باشد نمی بینیم ؟ مشکل کار کجاست ؟

  چرا با وجود علم به حرمت و خلاف فطرت و وجدان بودن دروغ ، تهمت و افتراء ، بی آبرو ساختن دیگران،حرام خواری ، اسراف ، طمع ، درآمدهای نامشروع ، کم کاری و تقلب و ....دهها از اینگونه لغزشگاه ها متاسفانه در جامعه ما نمود عینی پیدا کرده و با وجود ظاهرسازی های فریبنده ،در لایه های درونی جامعه  روز به روز در حال افزایش است؟

  چرا عقیده به خداى دانا ، بینا، شنوا ، ما را به دورى از گناه و پرهیز از پستى، انجام عبادات عارفانه و عاشقانه البته بصورت مستمر وادار نمی کند؟

براستی ، دین ما در زندگی ما تا چه حد کارکرد دارد؟مشکل کار کجاست؟

قبل از پاسخ ، خوشحال می شوم نظر همراهان خوبم را در این مورد بدانم؟

به توفیق حضرت دوست جواب تفصیلی حقیر را در روزهای آینده خواهید خواند.

1390/10/23