تـاخیـــر در تـوبـه!

تـاخیـــر در تـوبـه

یکی از حیله های شیطان برای فریب شهوت پرستان این است که با زبانی چرب و نرم در گوش میل و هوسشان می گوید:

امـروز گنـاه کنیـد و فــردا تـوبـه نمـاییـد!

ولی آیا هیچ عاقلی جام زهری که به یقین کشنده است به گمان آن که با خوردن پادزهر آن را نابود می کند سر می کشد و می نوشد؟؟هرگز....زیرا عمر فردا را باید امید به فردا باشد در حالی که هیچکس از فردای خود خبر ندارد که ایا زنده است یا مرده.آیا آدمی فرصت توبه را به دست می اورد یا در اثر یک حادثه در یک لحظه دار فانی را بدون توبه کردن وداع می کند.پناه بر خدا

امیرمومنان علی علیه السلام می فرماید:

غرور الشیطان یسول و یطمع


حیله فریب و غرور شیطان انسان را گمراه کرده به طمع می اندازد.

--------------------------•¤¤•--•¤¤•-------------------------


درادامه چندحدیث زیبا در مورد تاخیر در توبه از نظر شما خوانندگان حضرت دوست خواهد گذشت!

ادامه نوشته

داستان چادری شدن من و مادرم!

داستان چادری شدن من و مادرم!
 
دوستی که باعث چادری شدنم شده بود با این جمله به من تبریک گفت:
"تو خوب بودی با چادر بهتر شدی"


 
متنی که در پیش روی شما خوانندگان حضرت دوست قرار دارد حکایت دختر دانش آموزی ست که با همنشینی و انس با دختری متدین و معتقد، به "چادر" متمایل میشود و حجاب چادر رو برای خود برمیگزیند. همه شما خوبان را به خواندن این داستان _از زندگی دختری که قلبش آماده پذیرش زیبایی های معنوی خداوندی بود_ دعوت میکنم.
 
   پوششی معمولی داشتم مانتویی تا روی زانو به علاوه یک شال البته بدون آرایش.تا اینکه سال سوم راهنمایی که با یکی از همکلاسی هایم آشنا و دوست شدم که ظاهری متین و چادری داشت بعد از مدتی هم نشینی با او ظاهر او بر من اثر گذاشت.او اهل مسجد بود گاهی به بهانه اینکه با دوستم در مسجد قرار دارم با چادر از خونه خارج می شدم و به مسجد می رفتم.اما در مهمانی ها بدون چادر بودم با اینکه پوششم تغییر کرده بود و محجوب تر شده بودم.
 
دوستم که روز به روز با او صمیمی تر می شدم آدمی مذهبی و معتقد بود. به من گفت:"دوست دارم دوستی که دارم شبیه خودم باشه"دوستش داشتم و به راهی که می رفت اطمینان پیدا کردم و با راهنمایی های حاج آقای مدرس حرف های دوستم برایم به اثبات رسید.(صحبت های پیش نماز مدرسه مون بعد از هر نماز )تصمیمم را گرفتم . از پول توجیبی های خودم یک چادر مناسب خریدم و موقع رفتن به مدرسه در کوچه جلوی درب خانه بدون اطلاغ خانواده چادرم را سرم کردم.

 
--------------------------•¤¤•--•¤¤•-------------------------
پ ن حضرت دوست:

چنان زندگی کن که کسانی که تو را می شناسند، اما خدا را نمی شناسند
بواسطه آشنایی با تو، با خدا آشنا شوند .
ادامه نوشته

اندکـــی تامل در کلام مولا

در مــحضــر مــولا !

مردی به محضر امیرالمومنین علی (ع) رسید و از او درخواست موعظه و نصیحت کرد. حضرت فرمودند : از کسانی مباش که ...

1- بدون عمل صالح به آخرت امیدوار است.
2- توبه را با آرزوهاى دراز به تأخیر می ‏اندازد.
3- در دنیا چونان زاهدان، سخن می ‏گوید، اما در رفتار همانند دنیا پرستان است.
4- اگر نعمت‏ها به او برسد سیر نمی ‏شود، و در محرومیّت قناعت ندارد.
5- دیگران را پرهیز می ‏دهد اما خود پروا ندارد ؛ به فرمانبردارى امر می ‏کند اما خود فرمان نمی ‏برد.
6-  نیکوکاران را دوست دارد، اما رفتارشان را ندارد.
7- گناهکاران را دشمن دارد اما خود یکى از گناهکاران است.
8-  با گناهان فراوان مرگ را دوست نمی ‏دارد، اما در آنچه که مرگ را ناخوشایند ساخت پافشارى دارد.
9- اگر بیمار شود پشیمان می ‏شود، و اگر تندرست باشد سرگرم خوشگذرانی ‏هاست.
10- در سلامت مغرور و در گرفتارى نا امید است اگر مصیبتى به او رسد به زارى خدا را می ‏خواند.
11- اگر به گشایش دست یافت مغرورانه از خدا روى بر می ‏گرداند.
12-  نفس به نیروى گمان ناروا، بر او چیرگى دارد، و او با قدرت یقین بر نفس چیره نمی ‏گردد.
13- براى دیگران که گناهى کمتر از او دارند نگران، و بیش از آنچه که عمل کرده امیدوار است.
14- اگر بى نیاز گردد مست و مغرور شود، و اگر تهیدست گردد، مأیوس و سست شود.
15- چون کار کند در آن کوتاهى ورزد، و چون چیزى خواهد زیاده روى نماید.
16- چون در برابر شهوت قرار گیرد گناه را بر گزیده، توبه را به تأخیر اندازد.
17- و چون رنجى به او رسد از راه ملت اسلام دورى گزیند.
18- عبرت آموزى را طرح می ‏کند امّا خود عبرت نمی ‏گیرد.
19- در پند دادن مبالغه می ‏کند امّا خود پند پذیر نمی ‏باشد.
20- سخن بسیار می ‏گوید، امّا کردار خوب او اندک است.
21- براى دنیاى زودگذر تلاش و رقابت دارد امّا براى آخرت جاویدان آسان می ‏گذرد.
22- سود را زیان، و زیان را سود می ‏پندارد.
23- از مرگ هراسناک است امّا فرصت را از دست می ‏دهد.
24- گناه دیگرى را بزرگ می ‏شمارد، امّا گناهان بزرگ خود را کوچک می ‏پندارد.
25- طاعت دیگران را کوچک و طاعت خود را بزرگ می ‏داند.
26- مردم را سرزنش می کند، امّا خود را نکوهش نکرده با خود ریاکارانه بر خورد مىکند.
27- خوشگذرانى با سرمایه‏داران را بیشتر از یاد خدا با مستمندان دوست دارد.
28- به نفع خود بر زیان دیگران حکم مى‏کند امّا هرگز به نفع دیگران بر زیان خود حکم نخواهد کرد.
29- دیگران را هدایت امّا خود را گمراه می ‏کند؛ دیگران از او اطاعت می ‏کنند، و او مخالفت می ‏ورزد.
30- حق خود را به تمام می ‏گیرد امّا حق دیگران را به کمال نمی ‏دهد.
31- از غیر خدا می ‏ترسد، امّا از پروردگار خود نمی ‏ترسد.


حکمت 150 نهج البلاغه ( بخشی از این دستورات حذف شده است )

نکته :

 
عمل به این دستورات به این نحو است که آنچه را که امام (ع) نکوهش کرده اند، ما ضدّش را انجام بدهیم.
مثلا فرموده اند : از مرگ هراسناک است امّا فرصت را از دست می ‏دهد.
پیداست که برای خدایی شدن، نباید فرصت را از دست داد و در هر لحظه به فکر عاقبت اخروی خود بود.

ان شاء الله عامل به این دستورات باشیم.

تعقیب نماز از حاج حسنعلی نخودكی ره

بـهـتـر از کیـمیـا

سفارش شیخ حسنعلی نخودکی  ره به امام خمینی ره

بعد از نمازهای واجب یک بار آیه الکرسی را تا «هو العلی العظیم» می‌خوانی.

و بعد تسبیحات فاطمه زهرا سلام الله علیها را می‌گویی.

و بعد سه بار سوره توحید «قل هو الله احد» را می‌خوانی.

و بعد سه بار صلوات می‌گویی: اللهم صل علی محمد و آل محمد

و بعد سه بار آیه مبارکه:

وَمَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجًا وَيَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لا يَحْتَسِبُ

وَمَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَيْءٍ قَدْرًا ؛

سوره طلاق آیه 2 و 3

راه‌های شیرین کردن چای خیلی تلخ مرگ

راه‌های شیرین کردن چای خیلی تلخ مرگ


این طوری هم نیست که به محض این که اجلت سرآمد احساس کنی داری می‌میری و بعد بفهمی احساست درست بوده و راحت و ساده بمیری. جریان مرگ یک آدم آن قدر سخت و طولانی است که حتماً باید از قبل به فکرش باشی و کمی مقدمه بچینی بلکه این مرحله را راحت بگذرانی.
این‌ها کارهایی است که انجام دادن‌شان توی دنیا مرگ را راحت می‌کند. البته معلوم است که به طور کل، خوب بودن توی دنیا برای به دست آوردن این راحتی واجب است ولی این‌ها چند تا کار جزئی است که اثر مستقیم دارد و مرگ را راحت می‌کنند. حداقل باعث می‌شود که آدم کمتر نگران مرگ باشد.

1- برگشتن از بدی‌ها:  این که توی دنیا از بدی‌ها و گناه‌هایی که کرده‌ای برگردی و اظهار پشیمانی کنی و با خودت و خدا عهد کنی که دیگر سراغ‌شان نروی، باعث می‌شود راحت‌تر از پل مرگ رد بشوی. اگر گناه‌ها و بدی‌هایی را که کرده‌ای با آب توبه نشویی بارت را سنگین می‌کند و نمی‌توانی راحت بروی سفر مرگ. توبه کردن راه خوبی برای فرار از سختی‌ها و هراس مرگ است.

ادامه نوشته

روز شـــریفـــــ عــــرفـــه

ایـن روز را از دسـت نـدهیـد!

  روز عرفه را روز دعا و مسألت می نماند، روزی که باید به درگاه خداوند رجوع کرد و بخشش گناهان را از او خواستار شد در این روز بابد با خود بیاندیشیم و ببینیم میان ما و انتظار خدا از ما چقدر فاصله است؟
چه نیکوست فرصت پاک شدن از گناهان را در روز عرفه از دست نداده و هنگامه توبه قدم در مسیر درست آن گذاشته و از مسیر درستش حرکت کنیم نه خود را گول زده و خدای خویش را از خود ناامید سازیم.

دوستان مهربانم

 هر لحظه‌ای از لحظات امروز برای ما گرانبهاست، به ویژه برای دعا و درخواست از خداوند. این فرصت بهترین فرصت است. پس این فرصت را از دست ندهید، به ویژه از ظهر تا هنگام غروب را که در روایات وارد شده است. می‏‌خواستم به دوستان سفارش کنم که این چند ساعت را غنیمت بشمارید. بدانید اگر می‏‌خواهید مشکلاتتان را حل کنید ـ‏ که همه ما ‏مشکل داریم‏ ـ بیایید ‌این چند ساعت را درِ خانه خدا بروید و از او بخواهید، چه حاجت‏‌های مادی را و چه معنوی را، همه را از او بخواهید، چون امروز بُردِ دعا خیلی زیاد است، به ویژه درباره دیگران اگر دعا کنید، ما در روایت داریم که خدا چند هزار برابر به شما می‌دهد.

از همه شما التماس دعا دارم؛ من را هم فراموش نکنید و دعا کنید.

بانیت خدایی کارات را خدایی کن!

ƹ̵̡ӝ̵̨̄ʒ

دنیــــای مجـــــازی از محضـــــر الله خـــارج نیستــــــ ..
.
حـواسمـان هسـت کـلیکــــــ کـــه مـی کنیـــم ذکــــر مـی گـوییـــم ..
.
یـا بیهـوده میـرانیـم ...
.
یـا کـه سکـوت کـرده ایـم و بـه نظـاره جنگــــــ حسیـن(علیه السلام) نشستــه ایـم...


ƹ̵̡ӝ̵̨̄ʒ

محکوم کردن توهین به مقدسات در سوریه

محکوم کردن توهین به مقدسات در سوریه
وَسَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنقَلَبٍ يَنقَلِبُونَ ( الشعراء ؛ ٢٢٧ )

كسانى كه ستم كرده ‏اند به زودى خواهند دانست كه بازگشتشان به كجاست.
در روزهای گذشته شاهد تجاوزها و اهانت هایی به مقدسات اسلامی، توسط وهابیون تروریست بودیم.
نبش قبر صحابی جليل القدر حجر بن عدی در سوريه و تهدید برای تخریب های دیگر، مایه ی تاسف و نگرانی شدید و خشم مسلمانان راستین شده است.

چنین اقدامی نه تنها تجاوز به اسلام بلکه تجاوز به ارزش‌های انسانی و نشان دهنده بی خردی، ‌مزدوری و تحمیل نظرات و عقاید افراطی این گروه ها به دیگر مسلمانان است.
بر هم زدن اتحاد میان مسلمانان و درگیر کردن آنان با خودشان از جمله ی اهدافیست که همواره دشمنان مستکبر اسلام به دنبال آن بوده و هستند. لذا بصیرت لازم در مواجهه ی با این اقدامات بسیار حیاتیست، تا کامل کننده ی نقشه های شوم دشمنان و شیاطین نباشیم.

وبلاگ حضرت دوست در روز شهادت امام هادی علیه السلام ضمن تسلیت شهادت مظلومانه آن امام همام این اقدامات وحشیانه را به شدت محکوم کرده و امیدوار است خداوند همه مسلمانان عالم را از فتنه های ظاهری و باطنی دشمنان اسلام و مسلمین در آخرالزمان حفاظت فرماید.

و از همه ی شما عزیزان خواستاریم تا برای تعجیل در ظهور آخرین منجی بشریت حضرت بقیة الله اعظم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) دعا کنید.

انشاالله تا وقت ظهور با وجود بلاها و شداید، ثابت قدم و استوار در دین و عامل به تکلیف باشیم.


والسلام
24
اردیبهشت ١٣٩٢

چه کسی مرده است؟!

مـا و مهجــوریـت قـــرآن

گـاهــی بــه خـودم مـی گـویـم،چــرا؟! آیـا قـــرآن شـایستــه ی ایـن همـه تنهــایــی است؟!

  در عصــر و دوره ای که همـه ی انسـان هـا از غیـر خـدا نـاامیـــد شـده انــد و بــه هـر دری بــرای رهــایـی از مشــکلات روحــی و جسمــی مــی زننــد،بــراستــی چــرا قــرآن را از یـاد بــرده ایـم،چـرا آیـات جــان بخشـش را نمـی خـوانیـم و از دل آن مسیـر رهــایـی از دردهـا و رنـج هـا را نمـی جـوییـم،شمـا بگـوییـد،بـه کـدامیـن دلیـل و بـرهـانـی اصـالـت خـویـش و حـقیـقت دنیـای خـود را از یـاد بـرده ایـم؟!....

امـام جـواد عـلیـه السـلام فـرمـود:

"هـر امتــي‌، آن گـاه كـه كتـاب آسمـانـي خـود را رهـا كـرد و دور افـكنـد، خـداونـد، عـلـم آن را از آنـان گـرفـت و آن گـاه كـه دشمنـان خـود را بـه دوستـي و سـرپـرستـي گـرفتنـد، خـداونـد آن دشمنـان را بـرايشـان ولايـت و حـكـومـت داد ."

مـن شـرمنـده ام، اگـر از تـو آواز مـرگـی سـاختـه ام کـه هـروقـت در کـوچـه مـان نـوایت بـلنـد مـیشـود؛ همـه از هـم مـی پـرسنـد:

چـه کـسـی مـرده اسـت؟!

حقیقت ناقص بدتر از دروغ

حقیقت ناقص بدتر از دروغ

تو ماشین نشسته بودیم
دوستم رادیو رو روشن کرد، مجری رادیو گفت:
(( نماز فرد بی‌همسر ثوابش بیشتر است))


و بعدش حرفاش قطع شد و یک چیزی دیگه پخش شد.

من و دوستم تعجب زده بهم نگاه میکردیم و مونده بودیم مجری چرا همچین چیزی رو گقته در حالی که تو روایت کاملا برعکس این اومده، بعد چند ثانیه تجزیه تحلیل و فشار به مغز مبارک، به یک کشف مهم رسیدیم، مجری داشته میگفته: (( نماز فرد متاهل از نماز فرد بی‌همسر ثوابش بیشتر است)) و ما وسط حرفش رادیو رو روشن کردیم.

یاد یک اصل افتادم، اینکه نصف حقیقت بعضی وقتها از دروغ بدتره،

بعضی وقتها هم بعضی افراد که رابطه چندان عمیقی با دین ندارند در مورد بعضی دستورات دین ایراد وارد میکنن درحالی که میدونی اسلام رو داره ناقص بررسی میکنه و با حقیقتش ٱگاه نیست.


بسم رب الحسین



اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا اَباعَبْدِاللَّهِ وَ عَلَى الاَْرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِناَّئِكَ عَلَيْكَ مِنّى

سَلامُ اللَّهِ اَبَداً ما بَقيتُ وَ بَقِىَ اللَّيْلُ وَ النَّهارُ وَ لاجَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّى لِزِيارَتِكُمْ



بوی پیراهن خونین کسی می آید
این خبر را برسانید به کنعانی ها

══════════════

این روزها حال و هوای شهرهامون، حال و هوای محرم را پیدا كرده است. بیرق‌های عزای "یا حسین" بر سردر خانه‌ها و مغازه‌ها و اماكن مختلف برافراشته شده و با دیدن آنها دل‌ها هوایی می‌شوند. باز محرم رسید و لباس مشكی‌ها مهیًا، جهت به تن رفتن عاشقان و عزاداران امام حسین علیه‌السلام شده‌اند.

بغض‌ها گلوی محبین حضرتش را می‌فشارند و قلوبشان تنگ و نالان شده است.

و این نوا شنیده می‌شود:

باز این چه شورش است که در خلق عالم است

باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است

══════════════

پ ن :

التماس دعای مخصوص در شبهای ماتم اهل بیت علیهم السلام


راههای ازدیاد محبت به اهل بیت علیهم السلام

راههای ازدیاد محبت به اهل بیت علیهم السلام

در این پست از وبلاگم قصد دارم تا راههای ازدیاد محبت به ساحت مقدس اهل بیت علیهم السلام که واسطه ی فیض الهی و خیر دنیا و آخرت بنا به فرموده ی رسول اکرم صلی الله علیه و آله طیبین طاهرین را بررسی کنم.

در اینجا این بنده ی حقیر به بعضی از اعمالی که باعث ازدیاد محبت به ساحت مقدس اهل بیت علیهم السلام  میشه اشاره میکنم امیدوارم خداوند سبحان به حق اهل بیت علیهم السلام اجمعین همه ی ما توفیق عمل به آن را عنایت بفرمایند انشاء الله



                                         اللهم عجل فی فرج مولانا الصاحب الزمان

                                   (عجل الله تعالی فرجه الشریف و ارواحنا له الفداء)

به حق الحسین الشهید (علیه السلام و ارواحنا له الفداء)

{ادامه مطلب}

ادامه نوشته

خدایا! مرا در کوره های رنج قرار ده، اما کنار نگذار....

 کوره های رنج ....



آهنگری بود که با وجود رنج های متعدد و بیماری اش عمیقاً به خدا عشق می ورزید. روزی یکی از دوستانش که اعتقادی به خدا نداشت از او پرسید:


  تو چگونه می توانی خدایی را که رنج و بیماری نصیب می کند دوست داشته باشی؟


آهنگر، سر به زیر آورد و گفت:  وقتی می خواهم وسیله ای آهنی بسازم یک تکه آهن را در کوره قرار می دهم. سپس آن را روی سندان می گذارم و می کوبم تا به شکل دلخواهم درآید.


اگر به صورت دلخواهم درآمد، می دانم که وسیله مفیدی خواهد بود. اگر نه، آن را کنار می گذارم.  همین موضوع باعث شده است که همیشه به درگاه خداوند دعا کنم که :


خدایا! مرا در کوره های رنج قرار ده، اما کنار نگذار....


پذیرش ولایت خدا رمز سعادت بشر

امیر بیان مولا علی امیرالمومنین در یکی از بیانات گوهر بارشان می فرمایند :


من توكل علي المال ذل: كسي كه به مال توكل كرد ذليل شد.

من توكل علي العلم ضل: كسي كه به علم توكل كرد گمراه شد.

من توكل علي العقل زل: كسي كه به عقل توكل كرد لغزيد

من توكل علي الله ظل: كسي كه به خدا توكل كرد سايه باني يافت.



 

 

خیلی این حدیث عمیق و بینش زا است؛ ببینید رفقا !

اون بخش اول که هیچ!! هر چند واقعاً که بریم تو بهرش همه ی ما توی اون پیچ های امتحان زندگی توکلمون به مال است
میگی نه؟
جلسه ی خواستگاری که میریم به پدر خانمی که میگن به چه پشتوانه ای اومدی خواستگاری دخترم بگو با توکل به خدا!!!!!


میگه برو با خود خدا بیا!!!!!!!!!!!!


ادامه نوشته

چیستی فشار قبر

سلام حاجی . خسته نباشی

حاجی میخواستم درمورد فشار قبر بدونم.در مورد خود قبر....


درود علی آقای عزیز ...امیدوارم حالتون خوب باشه....


در مورد سوالی که فرمودین باید عرض کنم که در شب اوّل قبر برای هر انسانی حوادثی اتفاق میافتد. از جمله این حوادث فشار قبر است. البته باید دانست که مقصود از فشار قبر این نیست که در قبور خاکى - که مثلا قطعه ای از آرامگاه است - فشارى بر بدن انسان ها وارد میشود؛ بلکه چون مقصود از قبر در بسیارى از روایات، عالم برزخ است ، مقصود از: «فشار قبر» هم عذاب خاصى است که انسان در آن عالم متناسب با رفتار‏هاى خود می‏بیند.


فشار و عذاب قبر، جسمانى و روحانى است، ولى جسم و بدن برزخى عذاب و فشار مى‏بیند؛ نه بدن مادی؛ زیرا روح انسان در عالم برزخ، با بدن برزخى - که متناسب با آن عالم است - همراه می‌شود.


عذاب قبر براى برخى از مومنان که مبتلا به برخی گناهان شده اند ، نعمت است؛ زیرا در عالم برزخ ، متناسب با کمیت و کیفیت گناه در عذابند و هرگاه از آن گناه پاک شدند ، در عالم قیامت با پاکی وارد بهشت می گردند.


آن گونه که از برخی احادیث استفاده میشود، فشار قبر برای برخی کیفر اعمال محسوب میشود و برای برخی، ملایمتر و به منزله کفاره گناهان و جبران کوتاهیها است. امام صادق (ع) از پیامبر اکرم نقل فرمود: فشار قبر برای مؤمن، کفاره نعمتهایی است که ضایع کرده است.


قَالَ النَّبِیُّ ص : النَّاسُ نِیَامٌ فَإِذَا مَاتُوا انْتَبَهُوا:


مردم در خوابند هنگامی که مردند بیدار می شوند .


(بحار الأنوار ،ج‏50 ،134. مجموعه ورام ،ج 1 ،ص 145) . 



مراجعه به اینجا خالی از لطف نیست !


الهی عاقبت بخیر بشی علی آقای اسکندری....



ای وای بر ما و بر این سست عهدی ما  ....

خواهی که سخت وسست جهان بر تو بگذرد

بگذر زعهد سست و سخنهای سخت خویش

 یکی از گلایه هایی که خداوند ازانسان می کند و در چند جای دیگر به آن سفارش و تأکید کرده « وفای به عهد » است.  خداوند درسورۀ بقره می گوید:
يَا بَنِي إِسْرَائِيلَ اذْكُرُواْ نِعْمَتِيَ الَّتِي أَنْعَمْتُ عَلَيْكُمْ وَأَوْفُواْ بِعَهْدِي أُوفِ بِعَهْدِكُمْ وَإِيَّايَ فَارْهَبُونِ

ای بنی اسرائيل ، نعمتی را که بر شما ارزانی داشتم به ياد بياوريد
 و به عهد من وفا کنيد تا به عهدتان وفا کنم و از من بترسيد.




  امشب که این آیه را می خواندم حال عجیبی پیدا کردم. تصور کن! کسی که خالق است، قادر است، جباراست، همه چیز ملک اوست، می گوید به عهدتان وفا کنید تا من هم به عهدم وفا کنم. 
می گویند: خداوند در عالم ذر از فرزندان آدم پیمان گرفت موخودشان را برخودشان شاهد گرفت و گفت:
«آیا من رب شما نیستم »؟
و ما که فرزندان آدم هستیم گفتیم :بلی! 

هرچند این قصه ، غصه هزاران ساله خداست با بشر اما
برایم سخت است باور اینکه چطور و چه زود بر عهد و پیمان 22 ماده ای خود با خدایم در شب لیله الرغائب امسال که تازه چند شبی از آن فاصله گرفته ایم نمانده ام .....سخت است باور اینکه شبها و روزهای رجب درحال سپری شدن است و من بعهدی که با خدایم بستم تا رجب و شعبان و رمضان امسالم متفاوت از سالهای قبل باشد اما من همان ابراهیم قبل ماه رجبم و عهدنامه ام لای کتابم نظاره گر اعمال و پیمانهای انجام نداده منن  و اگر کاری صورت گرفته به همون روزهای ابتدایی برمیگرده ....

دوستان خوب حضرت دوست!

براستی چه شده که یادمان رفته؟چه شده که فراموش کرده ایم؟ چه شده که به عهدمان وفا نمی کنیم؟آیا یاغی وطاغی شده ایم؟ 

واگربه عهدمان وفا نمی کنیم! پس چرا آن زمان که از همه جا رانده و مانده شده ایم و تمام سببها ناکار شده اند ودستمان ازهمه جا بریده می گوییم خدا!!!!! 

مگر ما به عهد خود وفا کرده ایم که انتظارداریم خدا به عهدش وفا کند؟ چطوروقتی که درمانده ایم وگرفتار،خدا هست؟اما وقتی که همین خدا ازگرفتاری نجاتمان می دهد،یادمان رفته ومی گوییم(نغوذ باالله)کو خدا؟نمی بینم؟گمان نمی کنم خدایی باشد.!

روزی شخصی به امام صادق می‌گوید: خداوند می‌فرماید" اُدعُونِی اَستَجِب لَكُم" و حال آنكه ما دعا می‌كنیم ولی چیزی برایمان مستجاب نمی‌شود؟

امام فرمودند: شما به عهدی كه خدا با شما بسته بود وفا نكردید چرا كه خداوند بلند مرتبه گفته "شما به پیمان من وفا كنید تا من نیز به پیمان شما وفا نمایم، أوفوا بعهدی أوف بعهدكم"به خدا قسم اگر شما به خدا وفا‌دار بودید خدا نیز به شما وفا می‌كرد.

 ای وای بر ما و بر این سست عهدی ما  ....

ان مع العسر یسرا

قانون طلایی زندگی ما

وقتی در آیات الهی دقت می‌کنیم مشاهده می‌کنیم که واژه "عسر" فقط  دوازده مرتبه در قرآن به کار رفته است,اما وقتی کلمه "یسر" را نگاه می‌کنیم می‌بینیم که سی و شش مرتبه در قرآن بکار رفته است و این یعنی همیشه مشکلات یک سوم آسانی‌هاست و این سنت الهی است که به دنبال هر سختی رفاه و آسانی را قرار می‌دهد

افراد در مقاطع مختلف زندگی با سختی‌ها و مشکلات زیادی روبرو می‌شوند و بعضی از آنها به خاطر سختی‌ها و مشکلات طاقت خود را از دست داده و لب به شکایت باز می‌کنند و بارها با خود می‌گویند: خدایا از میان این همه آدم، چرا من؟ و این سؤالی است که در هر ثانیه انسان‌های زیادی از خداوند می‌پرسند  که خدایا چرا من؟

زندگی همیشه این گونه است که سردترین و تاریکترین لحظه‌ها درست قبل از طلوع و تابش آفتاب است و اگر از خود کمی صبر نشان بدهیم آن وقت است که به سرازیری موفقیت و خوشبختی می‌رسیم.

داستان زندگی علامه طباطبایی شاهد خوبی بر این مدعاست, چنانچه خود علامه از دوران زندگی و اوایل تحصیل می‌گوید:

 در اوایل تحصیل که به صرف و نحو اشتغال داشتم , علاقه زیادی به ادامه تحصیل نداشتم و از این روی هر چه می‌خواندم نمی‌فهمیدم و چهار سال به همین نحو گذراندم. پس از آن یکباره « عنایت خدائی» دامنگیرم شد و در خود یک نوع شیفتگی و بی‌تابی نسبت به تحصیل کمال حس نمودم به طوری که از همان روز تا پایان تحصیل که تقریبا هیجده سال طول کشید، هرگز نسبت به تعلیم و تفکر احساس خستگی نکردم.

وَلَنَبْلُوَنَّکُمْ بِشَیْءٍ مِّنَ الْخَوفْ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِّنَ الأَمَوَالِ وَالأنفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِینَ

و حتما شما را به اندکی از ترس و گرسنگی و کاهشی از مال‌ها و جان‌ها و محصولات

آزمایش خواهیم نمود و شکیبایان را مژده ده . بقره 155

و اما چند نکته !

[♥] مانند پرنده باش….که روی شاخه می نشیند و احساس میکند که شاخه می لرزد ولی به آواز خود ادامه میدهد. چرا که مطمئن هست بال و پر دارد.

[♥] رنگین کمان پایان باران نیست. فراموش نکنیم تا باران نباشد رنگین کمان نیست تا تلخی و سختی نباشد شیرینی نیست و گاهی همین دشواری هاست که از ما انسانی نیرومند تر و شایسته تر می سازد. خواهی دید ، آ ری خورشید بار دیگر درخشیدن آغاز می کند و نکته مهم تر از آن اینکه رنگین کمان دیگر پایان باران نیست! باز باران خواهد آمد و رنگین کمان دیگری را خواهی دید! این یعنی امید به فردایی بهتر.

[♥] گل نیلوفر در مرداب می روید تا همه بدانند که در سختی ها باید زیباترین ها را بیافرینند.

[♥] حکمت وزیدن باد در رقصاندن برگها نیست ،امتحان ریشه هاست....

 تقدیم به مادری فداکار و معلمی نمونه ....

تفاوت جوان دیروز و جوان امروز در چیست؟

تفاوت جوان دیروز و جوان امروز در چیست؟(۲)

به اعتقاد من کار جوان امروز بسیار دشوارتر از جوان دیروز و نسلهای گذشته است .

امروز به همان نسبتی که ابراز شناخت و معرفت افزون تر شده و دستیابی به کتب و منابع معرفتی سهل تر گشته است، عوامل غفلت آفرین نیز فزونی گرفته است .

جوان دیروز، اگر از شش جهت می بایست مراقب خود باشد، جوان امروز باید راه نفوذ را از شصت جهت بر شیاطین متکثر بیرونی ببندد و در آن واحد در شصت جبهه بجنگد تا بتواند هویت و شخصیت و معنویت خود را حفظ کند . و طبیعی است که پیروزی در این جنگ سخت و نابرابر بسیار ارزشمندتر و شیرین تر است از پیروزی در جنگهای پیشین و پیشینیان

جوانان امروز; یعنی 14 تا ۳۰ ساله هایی که تولد آنها بعد از طلوع انقلاب اسلامی رخ داده است; دو دسته اند:

ادامه نوشته

تفاوت جوان دیروز و جوان امروز چیست؟

تفاوت جوان دیروز و جوان امروز در چیست؟

هرچند برخي از دوستان انتظار بحقي داشتند تا نظر بنده را در مورد سوالهايي كه در پست «احساسات دست نخورده» عنوان كردم بدانند لكن به جهت مصادف شدن با ايام مباركه دهه فجر بر آن شدم در اين فرصت نوشته اي مرتبط با آن همراه با پرسشي به نگارش دربياورم.

 دوستان خوبم؛

پربی راه نیست اگر انقلاب اسلامی ايران عزيزمان را انقلابی جوان ارزیابی کنیم چرا كه با دقت و بررسي در تاريخ انقلاب اسلامي و با توجه به اوراق و خاطرات مردم ايران از شروع نهضت انقلابي سال 42 به رهبري حضرت امام ره تا پايان هشت سال دفاع مقدس در ميابيم كه بار عمده ی مبارزات بر دوش جوانانی بود که متأثر از آموزه های رهبران انقلاب و با گذر از تردیدها و محافظه کاری های پدران و مادران خود به عرصه ی مبارزه قدم نهاده بودند.

امروزه كه دیگر نه از انقلاب و شورش و اعتراض خبری است و نه از جنگ و مبارزه و دفاع نظامي! اگر بخواهيم مقايسه اي ميان علقه های دینی و انقلابی جوان ديروز و امروز انقلاب انجام دهيم  برای بسیاری از جوانهای دیروز و برخی از جوانهای امروز پرسش هایی از این دست مطرح مي باشد که:

آیا جوانان دیروز و جوانان امروز تفاوتی با هم دارند؟ تفاوت جوان دیروز و جوان امروز در چیست؟ آیا تفاوت فقط در نوع پوشش و آرایش است یا تفاوتهای دیگری هم میان جوان دیروز و جوان امروز وجود دارد؟ آیا اعتقادات، ارزشها و آرمانهای جوان دیروز و امروز تفاوت کرده است؟

چگونه می توان فاصله میان جوانان دیروز و امروز را کمتر و آنان را به هم نزدیکتر کرد؟ آيا جوان امروز ميتواند همچون جوان ابتداي انقلاب حافظ و مدافع  آرمانهاي حضرت امام ره و ارزشهاي اسلامي و ...باشد؟

و به عبارت ديگر؛  در مقايسه ميان جوان ديروز و امروز كدام بهترند؟

مستدعي ست دوستان با توجه و تامل در همه امورات ديني و اجتماعي جامعه پاسخي شايسته و متفكرانه به اين پرسش دهند . حقير هم در پست آينده با استعانت و توفيق حضرت دوست به پاسخ به اين پرسش خواهم پرداخت.

مشكل كار كجاست؟(2)

قبل از آغاز کلامم سپاسی داشته باشم از

دوستان خوبی که به سوال پست قبل پاسخ دادند:

دانشجو * صاحبدل * صادقیان * شهیده گمنام * منجی * مه رویان بستان خـــــــــــدا * احکام دختر و پسر * دهه شصتی ها * من و من * خانه دوست * حسین محمودی * هیچکس * غریبه دیروز امروز فردا * طلوعی دوباره * كلـــ ـــ ــبـــ ــه احــــساســــــ * گنجینه معرفت * دیبای پاییز *یک طلبه ماهشهری! * دست نوشته های تنهايي من * اندیشه ها

اما جواب "مشکل کار کجاست؟":

آنچه که انتظار میرفت دوستان در جواب ، اشارتی بدان داشته باشند توجه به تفاوت میان " دانستن" و " باور داشتن " در عقائد دینی بود.

تفاوت آنچه انسان می­داند با آنچه انسان باور دارد بسیار ظریف است. عدم باور همان جهل است. باور و پذیرش برخی آگاهی ­ها سنگین است مثل باور مرگ که با وجود آگاهی از آن می­ترسیم و گاهی نمی­ خواهیم باور کنیم. آگهی با باور فرق دارد و همه اگاهی ­ها باور نمی­ خواهد. اگر انسان آماده باور برخی مطالب نباشد یا دنبالش نمی­رود یا اگر بگویی برایش فرق ندارد. آگاهی­ هایی که جهت زندگی انسان را تغییر می­دهد باور می­خواهد و .... شهوات، آرزوها مانع از باورمندیست.

مولانا امیرالمومنین علی علیه السلام می­فرماید: کسانی که در پذیرش حق زیاد مخالفت می­کنند حق را بپذیرد هم فایده ندارد. چرا برای پذیرش حرف ساده و روشنی این قدر مخالفت کردی؟

عقیده‏اى که در زندگى نقش نداشته باشد، تنها دانستن‏ است، نه‏ باورداشتن‏. و به تجربه هم ثابت شده که دانستن هم به تنهایى کارساز نیست.

حرف­های امام حسین علیه السلام در مسیر کربلا باور می­خواست، این باور سخت است اگر در راه خدا پول و جان و مال انفاق نکنید وادار می­شوید در راه دشمن خدا رایگان بدهید. اگر در راه امام حسین علیه السلام ندهید خدا وادارتان می­کند در راه یزید بدهید حتی اگر خودتان ندانید .

براین باورم که مشکل جوانان ما، امروز، ضعف اطلاعات دینى و معلومات مذهبى‏ نیست، چون «معلومات‏»، خیلى کارساز نیست، از این جهت هم چندان‏ کمبود نیست. آنچه کمبود داریم، «ایمان مذهبى‏» است.

اگر «باور» آسیب ببیند، رفتارها آسیب دیده است، چون هر کس به‏ گونه‏ اى عمل مى‏کند که باور کرده است. و آنچه که همه ما تصدیق بدان داریم اینست که خدا باورى، خداترسى می‏آورد و اینکه، بروز همه گناهان از عدم خداترسی است. چه بسیار کسانى که براى لقمه نانى به گناه میافتند، یا براى افزایش ‏ثروت خویش، مرز «حرام‏» را زیر پا می گذارند، و به «منطقه ممنوعه‏ اقتصادى‏» قدم می ‏نهند.

عمل به دانسته هاست که انسان را بالا میبرد جامعه را روبه ترقی پیش میراند و رابطه ها را اصلاح میکند والا دانستن صرف کفایت نمیکند ما دانستنی ها را میدانیم اما باورشان نداریم که به فعل نمی آوریم . این است مشکل ما.


با تشکر ویژه از مهرزاد عزیز

"ته خنابدون"

مشکل کار کجاست؟

  باتسلیت فرارسیدن اربعین حسینی به همه عاشقان و دلباختگان کوی دوست،آنچه که انگیزه نگاشتن این نوشتار گشته درخواستی بود از دوست خوب و همراه همیشگی ام"مهرزاد عزیز":

سلام

دو تا حرف درست و حسابي بارم كن حاجي كه حقمه نمازمو يه خط درميون ميخونم چيكاركنم اتومات بخونم؟

  و اما مقدمه جواب نازنین برادر:

  آیا تا بحال اندیشیده اید که چرا با این که ما در یک جامعه ی دین محور زندگی میکنیم ارزش های دینی برای مردم تا این حد بی رنگ است؟ با اینکه اصول و فروع دینمان برای همگان تا حدودی معرفی شده  پس کجای کار لنگ است که نمودش را نمی بینیم آن پویایی و رشدی را که باید باشد نمی بینیم ؟ مشکل کار کجاست ؟

  چرا با وجود علم به حرمت و خلاف فطرت و وجدان بودن دروغ ، تهمت و افتراء ، بی آبرو ساختن دیگران،حرام خواری ، اسراف ، طمع ، درآمدهای نامشروع ، کم کاری و تقلب و ....دهها از اینگونه لغزشگاه ها متاسفانه در جامعه ما نمود عینی پیدا کرده و با وجود ظاهرسازی های فریبنده ،در لایه های درونی جامعه  روز به روز در حال افزایش است؟

  چرا عقیده به خداى دانا ، بینا، شنوا ، ما را به دورى از گناه و پرهیز از پستى، انجام عبادات عارفانه و عاشقانه البته بصورت مستمر وادار نمی کند؟

براستی ، دین ما در زندگی ما تا چه حد کارکرد دارد؟مشکل کار کجاست؟

قبل از پاسخ ، خوشحال می شوم نظر همراهان خوبم را در این مورد بدانم؟

به توفیق حضرت دوست جواب تفصیلی حقیر را در روزهای آینده خواهید خواند.

1390/10/23

عـرق ملـی یا عـرق دینـی ؛ کـدامـیـک؟ (2)

دوستــان خـوبـم

قبل از بیان هر نکته ای ،ابتدا روایتی(1) را که در عنوان پست قبلی بدان اشاره کردم توضیح کوتاهی دهم.

در این روایت آنچه از ترجمه آن پیداست معصوم علیه السلام می‌فرماید: حب وطن از ایمان است.یعنی کسی که ایمان به خدا دارد، وطنش را هم دوست دارد و در پی مطامع و یا احساس خطر، وطن فروشی نمی‌کند. و هر کس ایمان به خدا ندارد، به دروغ شعار «وطن، وطن» سر می‌دهد، هر کجا با منافعش ناسازگاری پیدا کند، سریع به آمریکا و انگلیس و فرانسه می‌رود و از آنجا مصاحبه می‌کند و پیام می‌فرستد و یا ارتزاق می‌کند.

کسی که محبت وطنش را داشته باشد در صدد آبادانی و رفع مشکلات وطن خود و مردم آن بر می آید و از آن دفاع می کند.

اگر از این روایت بگذریم دوستان ،با بررسی کوتاه در متون تاریخی میهن عزیزمان، در میآبندکه از سنت های نیکوی شب يلدا و اعياد ايراني كه جلوه خاصی یافته ، ، احسان به مردمان و دستگیری از نیازمندان است. این امر، در میان آموزه های دینی، جایگاه ویژه ای به خود داده است

از مجموعه آیات و روایاتی که به موضوع رسیدگی به خویشاوندان و صله رحم اشاره دارند، نتیجه می گیریم که احسان و خوبی به خویشاوندان، گاه به اندازه پرستش خدا واطاعت والدین، اجر و پاداش دارد و از اهمیتی برابر برخوردار است. ارتباط عاطفی با خویشاوندان نزدیک، کار مؤمنانی است که به مقام بلندی از ایمان دست یافته و از حساب سخت قیامت بیم دارند. مؤمنان واقعی، از بهترین اموال و دوست داشتنی ترین دارایی شان برای ارحام فقیر و مستمند خود، انفاق و احسان می کنند

پاسخ این پرسش را در کلامی کوتاه چنین بیان نمایم که، در چنین رخدادی می بایست با التزام به ارزشهای الهی ، حفظ و رعایت شئون و حرمت هایی که برای مناسبتهای دینی مان لازم است همچون منطق اسلام كه منطق خرد ورزي ، گفتگو و داد و ستد با آداب و رسوم و فرهنگ هاي گذشته و هم عصر خود است تا با سنتي غير اخلاقي و غير عقلاني رو در روي نگرديديم ، سنتها را در دل خود جاي دهيم و آنها را به رنگ الهي در آوريم و زمينه بسط و گسترش آنرا در چارچوب قوانين اسلامي فراهم سازيم. .

 وطن يعني همه آب و همه خاك وطن يعني همه عشق و همه پاك
به گاه شيرخواري گاهواره به روز و درد پيري ، عين چاره
وطن يعني پدر ، مادر ، نياكان به خون و خاك بستن عهد و پيمان
وطن يعني هويت ، اصل ، ريشه سرآغاز و سرانجام هميشه
وطن يعني محبت ، مهرباني نثار هر كه داني و نداني
وطن يعني نگاه هموطن دوست هر آنجايي كه داني هموطن اوست
وطن يعني قرار بيقراري پرستاري ، كمك ، بيمارداري
وطن يعني هواي كوچه ي يار در آن كو دل شكستن هاي بسيار
نگاهي زيرچشمي ، عاشقانه به كوچه آمدن با هر بهانه
وطن يعني غم همسايه خوردن وطن يعني دل همسايه بردن

           پاینده باد اسلام ناب محمدی/ پاینده باد ایران عزیز اسلامی

...........................................................................................................

(1)گرچه این روایت مشهور است در بین مردم ولی مستند قوی و معتبری ندارد. در مقدمه امل الامل، شیخ حر عاملی که شرح حال علما می باشد می فرماید ما در این کتاب، اول علمای جبل عامل را بر سایر علمای متأخرین مقدم داشتیم به عللی که یکی از آنان به جا آوردن حق وطن است به جهت این که روایت شده است «حب الوطن من الایمان».

بنابراین این روایت به صورت مسند و در کتب معتبره نقل نشده و به تعبیر راوی بدون این که به امام مشخصی نسبت داده شود به معصومین(ع) نسبت داده می شود.

عـرق ملـی یا عـرق دینـی؛کـدامـیـک؟ (1)

مهـربـان دوستـان مـن

ايـن روزهـا و شبهـا كـمتـر كـسـي يست كـه به يلـدا فكـر نـكنـد همـان شبـي كـه بـراسـاس یـک سنـت بـاستـانـي؛ ایـرانیـان بـاستـان بـرای آن جشـن بـزرگـی بـرپـا می‌کـردنـد . شبـي كـه فــرداي آن يـعنـي اول مـاه دی در تقـویـم مـذهبـی ایـران بـاستـان آغـاز سـال نـو مـذهبـی بـوده است.

امـا آنچـه كـه هميشـه بـراي مـن مـورد سـوال بـوده و هسـت اينـه كـه،حـال كـه ما در يك كشـور اسـلامـي زنـدگـي مـيكنيـم و مـطمـئنـا يـلـدا و خيـلـي از جـشنهـاي مـلي مـا زائيـده تفـكـر و سنـت اسـلامـي مـا نبـوده اگـه چنيـن سنتـهايـي كه مـاهيـت آنـها جـشن و پايـكـوبي هسـت بـا سنت ديـني مـا هـمچـون عـزاداري مـاه مـحـرم و صـفـر كـه مـاهيـت ايـن ايـام هـم حـزن و انـدوه بـه سـاحـت مقـدس اهـل بيـت سـلام الله عليهمـا هست ، بـا هـم در تـلاقـي قـرار بـگیـرنـد، كـدام يـك را بـايـد انتخـاب كـرد،

جـشن و پـايـكوبـي  يـا حـزن و انـده !!

عـرق ملـي مـا ، بـراي مـا بـايـد ارجـع بـاشـد، انتخـاب كـرد و بـه آن اهمـيت داد يـا عـرق مـذهبـي و دينـي مـا؟

کـدام یـک از ایـن دو (عـرق ملـی یا عـرق دینـی) بـر هـم تقـدم دارنـد؟

بـه عبـارت دیـگـر آدم بـایـد مسلمـان ایـرانـی بـاشـد، یـا ایـرانـی مسلمـان؟

قـبل از بيـان نـظـرم ، مـايـلـم كـه دوستـان بـه ايـن سـوال پـاسـخ دهنـد. انشـاالله اگــرعمـري بـاقـي مـانـد در پست بعـد، تفصيـلا نظـرم را بيـان خـواهـم كـرد.

فراموشی مهمترین عـامل قیام امام حسین علیه السلام

+اول از همه فرا رسیدن ماه شور و شعور حسینی رو بهتون تسلیت میگم....

+بقول طلبه ها ،و اما بعد......

سکـــانس اول:

حتما تا بحال براتون پیش اومده که وارد مکانی بشید و در و دیوارش پر از درخواستهایی مثل  " رعایت نظم نشان از شخصیت شماست" و یا "سکوت را رعایت نمایید" و " کشیدن سیگار در این مکان ممنوع است" و "حجاب اسلامی ، وقار زن مسلمان است" باشه و از این دست موضوعاتی که ما رو به اصطلاح "امر به معروف و نهی از منکر " مینماید .اما آنچه که  ذهن ما رو بیشتر درگیر خودش میکنه  رفتارهای مجریان همین دستورالعمل هاست.

سکــــانس دوم:

همی چند روز پیش وقتی وارد یه نانوایی شدم که رنگ و لعاب تازگی  نانوایی آدمو جذب میکرد و احساس خوشی داشتم که دارم در یه فضای سالم نانوایی نون تهیه میکنم و البته ناگفته نماند که روبری ایستادن مون ،در یه پوستر بزرگی هم از مشتریاش خواسته بود نظافت رو رعایت نمایند و البته "سیگار نکشید"و....در کمال تعجب دیدم که آقای شاطر بعداز لحظاتی به کناری رفته و شروع به کشیدن سیگار کرده !!! حیرت زده به فروشنده نون اشاره کردم که بابا بهتره که اون نوشته بر روی دیوار رو برداره و .....بهم گفت :اگه خیلی سختتونه و دوس ندارین برین از جایی دیگه نون بگیرین و.....

سکـــانس سـوم:

به لطف حضور پول نفت بر سر سفرمون ! چند وقتیه که با طیاره سفر تبلیغی مـیرم به عسلویه...بهر حال حتما خودتون شاهد بودین که خانمی پشت میکروفون از مسافرا میخواد که حجاب اسلامی رو رعایت کنن ...جالبه که حجاب  و البته نوع آرایش همین مهماندارای طیاره نابینا رو بینا میکنه و.....

البته فرقی که اینجا با نانوایی داره اینه که در طیاره اصلا نمیشه چیزی بگی ...

گفتن همانا و پرتاب شدن از فاصله ۳۳هزار پایی همانا....

سکـــانس چـهـارم:

بر اساس روایات و فرمایشات بزرگان دینی امر به معروف و نهی از منکر لسانی شرائطی داره و براساس همین شرائط این فریضه الهی بر ما واجب میشه....

اولین ومهمترین شرط این فریضه، امکان پذیرش و قبول از جانب امر شونده و یا نهی شونده هست .....

سکـــانس آخــر:

با نیم نگاهی به اطراف خودمون و شرائط جامعه مون نتیچه میگیریم:

+  امر به معروف و نهی از منکر "پــــــــــــر" یعنی اضمحلال و فراموشی مهمترین عـامل قیام امام حسین

(علیه السلام)

+  ديگر اين كه نه تنها به عنوان ناصح بايد شايستگى هاى لازم را داشته باشیم، بلكه بايد خود نيز به آنچه مى گويیم عمل كنیم.

+ اگر انسانى است كه به خلاف آنچه كه مى گويد عمل مى كند، چگونه مى تواند براى ديگران راهنماى خوبى باشد؟

+ حضرت اميرالمؤ منين عليه السلام مى فرمايند:

كيفَ يَنصحُ غيرَهُ مَن يَغُشُّ نفسهُ؟

((كسى كه به خود خيانت مى كند، چگونه مى تواند براى ديگران راهنما باشد؟)).


چندين چراغ دارد و بيراهه مى رود   بگذار تا بيفتد و بيند سزاى خويش



سکانس روز بعد:

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مَا لا تَفْعَلُونَ  ( صف2) 

 ای کسانیکه ایمان آورده اید چرا چیزی را به زبان میگویید که در مقام عمل خلاف آن میکنید .

كَبُرَ مَقْتًا عِندَ اللَّهِ أَن تَقُولُوا مَا لَا تَفْعَلُونَ (صف 3)

از این عمل که سخنی بگویید و خلاف آن انجام دهید بترسید که بسیار سخت خدا را به خشم می آورد

 «أتَاْمُرُنَ الْنّاسَ بِالْبِرِّ وَ تَنْسَوْنَ اَنْفُسَکُمْ» (بقره: 44)

و به او گفته می شود:

ای خیانتکار! آیا از مردم چیزی را می خواهی که خود به خویشتن درآن باره خیانت کرده ای و نسبت به آن افسار گسسته ای؟

عکس/ تبليغ جالبی برای حجاب

تبليغ جالبی برای حجاب

 
با ربط نوشت:
 
 
کمتری آدمی پیدا میشه ، به اینکه حجاب برای كرامت و رشد زن هست و مهمتر حجاب حــق  زنه  و بـــرای حفـظ و رشد ديگران یه  تكليفه ، باور نداشته باشه و  مطمئنا هــيچ بانوی باوقاری هم اجازه نمیده اين حق از او گرفته بشه  و يا با هر گونه توطــئه‌ای ایـــن تكليف در او سُست بشه.
 
 همه مون هم اينو قبول داریم حيا و عفت امری فطری و اختصـاص به زن يا مرد نداره، امّا خداوند اونو در وجـود زن پر رنگ به امانت گذاشته تا زمينه‌ كـمــال جامعــه رو فـــراهم كنه. و هرآدم عاقلي هم  اينو تاييد  ميكنه كه نوع لباس و پوشش نشون دهــنده نگـــرش و شخصيت صاحب لباس هست. 
 
متاسفانه ، در شرايط الان جـــامعه مون  احســاس می شه،به خــاطر سهل‌انگاری‌ها، غفلت‌ها و بی‌مسئوليتی‌ها اين فريضه‌ بزرگ كم رنگ شـده و در فضای اخلاقی جامعه زنگ خطر و هشدار را به صـدا در آورده ،كه استمرار و كوتاهی در اين زمينه میتونه زمينه ساز عذاب الهی همانند آنچه در سونـــامی‌هاو  اتفاقات وجریاناتی که دراین کره خاکی اتفاق می‌افتد، فراهم كنه.

 اگــه در اين زمينه سهل‌انگاریها ادامه داشته باشه بی‌حــجـابی، بدحجـابی،‌خـودآرايی، كـم پوشـشی و بدپوششی به عنـــوان يك هنجار و فرهنگی بدون عیـــب در جامعـــه تلقی خواهد شد.

تنهای من...!

تنهای من...! 

بعضیا 

یه نفرن

اما وقتی نیستن

همه تنهان...

✿ܓ✿ܓ✿ܓ✿ܓ✿ܓ✿ܓ✿

امروز جمعه هست ...

بزرگی داشتم که عاشق بود

می گفت عاشق ها هیچ وقت شب جمعه نمی میرند

چون چشم به راهند...

می گفت عاشق ها غروب جمعه می میرند...

... بزرگی داشتم که غروب جمعه مرد...

✿ܓ✿ܓ✿ܓ✿ܓ✿ܓ✿ܓ✿

جایی که فقط دین خریدار دارد

جایی که فقط دین خریدار دارد

 

تفسیر آیه شریفه: مالک یوم الدین (آیه 3 سوره حمد)


در قیامت همه چیز مثل روز روشن می‏شود و به خاطر همین هم هست که می گویند: روز قیامت.

در همین سوره می‏گوید: روز دین.

حق، قیامت را لقب زان روز کرد    روز بنماید جمال سرخ و زرد

بنگاه دارها می‏گویند: اگر می‏خواهی خانه‏ ای را خرید یا اجاره کنی آنرا در روز ببین نه شب، چون خانه در

شب خود را آنگونه که هست نشان نمی‏دهد.

و یادت باشد وقتی آخرت مثل روز باشد یعنی دنیا مثل شب است و در شب قضاوت و شناخت مشکل

است.

پس نگو: مردم قدرم را ندانستند، چون نمی‏توانستند بدانند.

تو را قدر اگر کسی نداند چه غم    شب قدر را می‏ ندانند هم

ضمناً یادت باشد که خداوند آخرت را برای قدرشناسی گذاشته است.

البته یک چیز دیگر را هم از یاد نبریم و آن اینکه دنیا مثل آینه است.

شما اگر در برابر آینه قهقه ه‏ای مستانه سر دهی چشمان اشکبار نمی ‏بینی، یعنی آینه بازتاب رفتار

شماست نه چیزی کم و نه بیش.

و خداوند دنیا را آینه وار آفرید از اینرو هر چه کنی همان می‏بینی.

هر دست که دادند همان دست گرفتند    هر نکته که گفتند همان نکته شنیدند

براین اساس اگر شما نسبت به دیگران وفا کردید وفا می‏بینید:

وفا کن تا ببینی با وفایی

و اگر در روایات آمده است:

ارحم ترحم

رحم کن تا رحم ببینی، این سخن براساس همین واقعیت است.

پس می‏توان نتیجه گرفت که اگر دیگران قدردان تو نیستند شاید ریشه در قدر ناشناسی تو دارد.

و شاید تو در اینجا پای پیامبران به میان کشیده و بگویی: آنها که قدر مردم را خوب می‏دانستند پس چرا

مردم نسبت به ایشان قدر ناشناس بودند؟ چون پاسخ این روشن است، زیرا قدر پیامبران شناختن

سرمایه‏ای عظیم مثل سعادت و توفیق می‏خواهد که آنان بر اثر اعمال خود از دست داده بودند.

توفیق مناعی‏ست که به هر کس ندهندش     زهی شریعت و ملت زهی طریقت و کیش

توی دنیا اگر بخواهیم ظاهر بینانه نگاه کنیم پول و پارتی یا مدرک یا زبان بازی حرف اول را می‏زنند و کس

یکی از اینها یا همه را داشته باشد نانش توی روغن است.

ولی در آخرت آنچه حرف اول را می‏زند دین است و به همین خاطر به آن می‏گویند: روز دین، یعنی روزی

که دین و دینداری رونق و بازار و مشتری پیدا می‏کند.

مـــــا و امـــــام رضــــا (علیه آلاف تحیة و الثناء)

بقول یکی از دوستانمون...

چرا همیشه بدنبال این هستیم که بدانیم چرا گل خار دارد؟

بیایید گاهی بدنبال آن باشیم که بدانیم چرا خار گل دارد؟

هر چند حضور وجود نازنین امام رئوف حضرت علی ابن موسی الرضا (علیه آلاف تحیة و الثناء) سرشار ازخیر و برکت هست اما متاسفانه جریاناتی رو در این جامعه خصوصا در این شهر (مشهد مقدس) شاهد هستم که گاهی وقتا طعم شیرین این حضور به تلخی کشیده میشه  و بخودم میگم ای کاش امام رضای عزیز توی همون مدینه میموند و نمیومد اینجا تا دست آویز و پل رسیدن به خواسته های کذایی ما نمیشد.

برای اینکه بحثم روشن و واضح بیان بشه به چند نمونه از دست آویزهای خودمون اشاره میکنم.


راننده تاکسی

مسافر"زائر"

مبدا:چها راه ابوطالب

مقصد:حرم مطهر

راننده :بوووووووق بووووووووق

مسافر:آقا دربست...دربست....آقا حرم ! چقدر؟

راننده:3000 هزار تومن(دوستان توجه کنن خوشبینانه اش کرایه ای که 2000 تومن باید باشه)

زائر: فکر نمیکنی زیاد میگیری!!؟

راننده: به همین "امام رضا ع"خبر نداری  مسیر پرترافیک و .....(و هزار تا توجیه دیگه )


فروشنده

خریدار

جنس : نخود و کشمش

خریدار:آقا چند؟

فروشنده:کیلویی 4000 تومن

خریدار: آقاجان ؛ همینو جلوتر داشتن 3500!!!؟چه خبره مگه؟!!

فروشنده: به همین" امام رضا ع" برو مقایسه کن کیفیتشو....خبر نداری جدیدا گرون شده ها....اون فروشگاهه خرید قبلی شه ....(و هزار تا توجیه دیگه )


مامان

دختر"شهین"

پسر"امین"

ساعت:10 صبح

مامان:کجا دختر شال و کلا کردی؟

شهین :مامان جونی....با مهین قراره بریم حرم

مامان:خوب ؛ مرحبا دختر مومن من!!....کی میای؟

شهین:معلوم نیست..هر وقت خسته شدیم میایم دیگه...

مامان:بسلامتی...برامون دعا کنیا!

نیم ساعت بعد:

شهین:اوهههههههههههه....چرا گوشی رو برنمیداره؟؟آها گرفت! الو الو ...امین جونی سلام

امین:سلام خوشگل من....کجایی شهین جوونی !؟نیم ساعت منتظرم؟

شهین:به همین" امام رضا ع" مامانی گیر داره بود خفن....کجایی حالا؟

امین:بیا درب ورودی غربی پارک ملت......سمت اول آزادشهر......


نادر"منتظر"

هوشنگ

نادر:زنگ میزنه......الو هوشنگ ! بابا بیا دیگه ! کجایی پسر؟

هوشنگ:به همین امام رضا الان ترافیکه وحشتناک...الا زیر گذر حرمم....دارم میام...چند دقیقه دیگه اونجام....(حالا این آقا هوشنگ کجاست؟میدون شهدا!!)

وبقیه ماجراهایی که فک و فراوون پیدا میشه که ماها برای رسیدن به مقصود کذایی خودمون به امام رضا علیه السلام متوسل میشیم.

بنظر شما دوستان چی میتونه دلیل این همه فاصله و دوری ما از حقیقت اهل بیت خصوصا امام رضای رئوق علیهم السلام باشه؟

"کاســـه داغــتر از آش"

اگه نیم نگاهی به دینداری خودمون داشته باشیم می بینیم که  مثل دینداری ما مثل بتصویر کشیدن انسان توسط یک کاریکاتوریسته! یک کاریکاتوریست برای اینکه کاریکاتورش چهره ای کاریکاتوری و مضحک داشته باشه و البته جذابیت و کارآیی آن بیشتر به چشم بیاد گاهی وقتا سر انسان رو گنده و تنش رو کوچیک و گاهی هم سرش رو کوچیک و تنش رو گنده میکشه ! دینداری ماها هم اینجوریه !!

اگه باید ونبایدهایی از دین که موافق حالمون باشه و به مذاقمون خوش بیاد میگیم این یعنی دین و" دیندار" رو به کسی نسبت میدیم که نسبت به اینگونه مسائل اهمیت بده حتی پا رو فراتر میزاریم  اونها رو معیارو دلیل دینداری فرد و جامعه قرار میدیم و بالعکس اگه اون فرامینی که منافعمون در اونها نباشه و از انجامشون لذت نبریم و بهمون سخت بگذره میگیم این چه دینیه !؟ کجایی قرآن اینو گفته ؟

بزارید یه جور دیگه بگم ، آفتی که الان توی جامعه مون در مورد دینداری داره روی بدش رو به ما نشون میده  اینه که افراط و تفریط در دینداری زیاد شده و کسانی هم هستن که "کاسه داغتر از آش" شدن.....

چرا گفتم "کاســـه داغــــتر از آش"!!

همین چند روز پیش با یکی از دوستان غیر طلبه ام که ظاهر علیه السلامی هم داره (که انشاالله باطنش هم علیه السلام هست ) سوار برماشین و عازم"مجتمع تک" شدیم از اونجایی که طبق عادت، همزمان با روشن شدن ماشین ، ضبط ماشینم  هم روشن میشه  و البته بازم طبق عادت صدای آواز سراج و یا مختاباد بگوش میرسه ،این بنده خدا ! انگار که سرش شاخ درآورده باشه  با لحن توبیخی بهم گفت : ابراهیم ! تو خجالت نمیکشی! یعنی چی یه آخوند آواز گوش بده! ما باشیم یه چیزی اما از تو دیگه بعیده بخدا!! و  ....گذاشتم خوب حرفاشو بزنه....

گفتم : پسرجان! مرجع تقلیدت کیه ؟

گفت : حضرت آقا "آیت الله خامنه ای مدظله العالی"

 گفتم: میدونی  آقا در مورد موسیقی چی میگه ؟

....تا بیاد حرف بزنه گفتم : بابا! نظرآقا اینه که هر موسيقى كه به نظر عرف موسيقى لهوى و مطرب كه مناسب با مجالس عيش و نوش است باشه، موسيقى حرام محسوب می‏شه و این حکم تفاوتی بین موسیقی های تولید خارج و داخل نمی کنه. تشخيصش هم نظر عرفه و اگر موسيقى اين گونه نباشه بخودى خود اشكال نداره ،

 اما یه چیزه دیگه ! درسته که فرقی بین من و شماهست و باید رعایت امورات دینی من بیشتر باشه اما این فرق در مسائل مباح هست نه حلال و حرام ...اگه چیزی حرام باشه هم برای من حرامه و هم برای شما و اگه حلال برای هر دوتامون حلاله......

پس خواهشا "کاســـه داغتـــــر از آش نبــــاش"

متاسفانه کم نیستن افرادی که خود مفسر دین شدن و برلش قافیه و وزن درست میکنن بدون اینکه حتی معرفت کمی از دین داشته باشن .باید بدونیم  توجه بیش از حد و با شکلی نا خوشایند به ظواهر شریعت باعث می شه که عده ای از ظاهر شریعت دست بردارند.

 نتیجه این بحثم این باشه که باید توجه داشته باشیم که افراط در امری از امور دین  دو لطمه مهم و غیر قابل جبران به دین وارد می کند.

یکی اینکه به دین، چهره ای کاریکاتوری و مضحک می ده و جذابیت و کارآیی آنو می گیره و دیگر اینکه باعث پیدایش زمینه تفریط می شود و افراد ضعیف را به سمت تفریط سوق می ده.

 دینداری واقعی و خردمندانه و حکیمانه ، دینداری هست که به حدود و مرزهای الهی توجه بشه و هر چیزی سر جای خود قرار گیره و به هر چیزی به همان اندازه که دین گفته بها داده بشه . دین و دینداری  که به افراط و تفریط  گراییده ،  دینی آفت زده است و نه تنها فرد و جامعه را اصلاح نمی کنه بلکه باعث تباهی و هلاکت آنان می گردد.

  

امام حسين عليه‏السلام:

 اِنَّ النّاسَ عَبيدُ الدُّنْيا وَ الدِّينُ لَعْقٌ عَلى اَلْسِنَتِهِمْ يَحوطونَهُ ما دَرَّتْمَعائِشُهُمْ

فَاِذا مُحِّصوا بِالْبَلاءِ قَلَّ الدَّيّانونَ؛

به راستى كه مردم بنده دنيا هستند و دين لقلقه زبان آنهاست،

 تا جايى كه دين وسيله زندگى آنهاست، دين دارند و چون در معرض امتحان قرار گيرند،

دينداران كم مى‏شوند.

باورهای من در مورد حجاب!!

آنچه که در این پست از وبلاگم ملاحظه خواهید فرمود جوابی ست به سوال یکی از برادران "امین "* که در وبلاگ شون از مخاطبینش کرده است!

سوال اینه:

بنظرشما حجاب خوب است یا بد؟

واما جواب من!

هموطن خوبم امین خان

بحث خوبی رو مطرح کردید هرچند بحث متداولی ست و ذهن ها به اون آشنا!اما حقیقت اینست که اگه شما نیم نگاهی به آنچه دوستان شما نگاشتن داشته باشید تصور سطحی و عوامانه است از مسئله حجاب!! ، که نشان از عدم شناخت حقیقی و واقعی از این مسئله فطری و خدادای در سرشت انسان داره ....

متاسفانه آنچه که ما از حجاب میفهمیم و به ذهن ما تبادر میکند معنای تحت الفظی و لغوی آنست که حجاب یعنی:

""  چیزی که موجب پوشاندن بدن از شی دیگر شود""(لسان العرب ج 3 ص 86)

اما حقیقت تنها این نیست و آنچه که ما با نگاهی به آیات و روایات و سخنان اندیشمندان اسلامی  میفهمیم واقعیتی فراتر از آنست....

ابتدا ما باید بدونیم هدف از تشریح احکام در اسلام "قــــرب بخــــداوند"است که به وسیله تزکیه نفس و تقوا بدست میآد.از قرآن هم استفاده میشه که هدف از حجاب اسلامی دست یابی به تزکیه نفس ، طهارت و عفت و پاکدامنی هست.

قــــــــــل للمومنین یغضوا.......(سوره نور آیه 30)

ای رسول ما،  مردان مومن را بگو تا چشم ها رو از ......

قـــــل للمومنات یغضضن من ابصارهن (سوره نور آیه 31)

ای رسول ما به زنان مومنه بگو تا چشم ها رو از نگاه ناروا بپوشند

اگه توجه کنیم میبینم خطاب حضرت دوست ابتدا به مردان است .....که باید حجب و حیا داشته باشن....پس تصور اینکه حجب و حیا و عفت ورزی مختص به زنان هست تصور واهی و غیر منطقی هست  که نشانه جهل فرد  نسبت به شرایع دین هست  و بهتر بگویم نشان از عدم شناخت به حقایق دین داره....


اما آنچه بیشتر مورد تاکید منه اینه که قرآن، حجاب و رعایت اون رو در چند مورد میدونه:

1)حجاب چشم  : توجه شود به سطرهای  بالا

2)حجاب در گفتار:

نوع دیگه حجاب و پوشش قــــــــــــرآنی حجاب گفتاری زنان در مقابل نامحـــــــــــــــرم هست.

فلا تخضعن بالقول فیطمع الذی فی قلبه مرض (احزاب 32)

پس زنهار نازک و نرم با مردم سخن نگویید؛مبـــــــــــادا آنکه دلش بیمار هوا و هوس است به طمع افتد.

3:حجاب رفتاری:

نوع دیگه از حجاب ؛حجاب رفتاری در مقابل نا محرم است.

ولا یضربن بارجلهن......سوره نور آیه 31

دوست خوبم :

خدا وکیلی اگه به جامعه مون نگاه کنیم میبینیم که شاید در بعضی موارد زن یامرد قیافه درست و حسابی دارن یه جورایی هم ظاهر علیه السلامی هم دارن که تو نگاه اولیه فکر میکنیم چه آدم خوبیه و عجب حجابی هم داره!! اما وقتی یه کمی دقت کنیم متوجه این میشم که این بنده خدا اصلا توجهی به حجابهای گفتاری و رفتاری خودش نداره ....که متاسفانه توی جامعه ما کم نیستن که برای فریب ذهنهای عوامانه مردم چهره موجهی از خودشون نشون میدن.....

پوشش بدن که از اون بعنوان حجاب اسلامی یاد میشه زمانی قشنگ و زیباست و مورد تایید قران ، که با دیگر حجابهای قرآنی آمیخته بشه و گرنه پشیزی ارزش نداره....

و مهمتر اینکه این حجاب موجب بشه تا بخدا نزدیکتر بشه نه مثل ماهایی که علم داریم اما از خدا دورتریم .....


زمانی حجاب آثار خودش رو داره که همه جوانب اون رعایت بشه و سلیقه ای و خود خواهانه برخورد نشه....

آثاری همچون :

1) مصونیت از مزاحمت

2) آزادگی و حریت

3) رضایت خداوند

4) سعادت و سلامت جامعه

همه اینها در گرو رعایت همه ابعاد حجاب  (پوشش ، چشم ، گفتار ، رفتار) میسر هست.

دگر سخن اینکه ، آنچه زنان  رو از گزند نگاه ها و خیانتها حفظ میکنه باورها و اعتقادات اونا هست نه " به تنهایی" حجاب و پوشش ظاهری !!....چه بسیار دختران و زنانی که حجاب ظاهری رو رعایت میکنند اما باورهای سست و اعتقادات مضمحلٌی دارن و راحت فریب میخورن.....

پس زمانی حجاب مصونیت میاره که همراه باشه با رعایت تقیدات شرعی و باورهای مذهبی!!وگرنه کم نیستن دختران و زنانی که حجاب رو یا از نیاکانشون و یا براساس موقعیت اجتماعی خود و خانواده در اختیار گرفتن اما هیچگاه در برابر آسیبها و چالشها و خطراتی که اونهارو تهدید میکنه مقاومتی ندارن و در لجنزار تباهی و گمراهی غرق شده اند.

پس علاوه براینکه زنان ما، باید نسبت به حفظ حریم های ظاهری توجه داشته باشن باید به طهارت روح و درون خود بکوشن تا در جریانات مبهم و پبچیده زندگی اجتماعی راه رو از چاه تشخیص بدهند! تا خدای ناکرده آلوده به نیتهای ناپاک شیطان صفتان نشوند.....

رهبر معظم انقلاب در مورد حجاب زنان فرموده اند: "من می‏گویم چادر بهترین نوع حجاب است؛ یک نشانه ‏ی ملی ماست؛ هیچ اشکالی هم ندارد؛ هیچ منافاتی با هیچ نوع تحرکی هم در زن ندارد. اگر واقعاً بنای تحرک و کار اجتماعی و کار سیاسی و کار فکری باشد، لباس رسمی زن می‏تواند چادر باشد و - همان‏طور که عرض کردم - چادر بهترین نوع حجاب است. البته می‏توان محجبه بود و چادر هم نداشت؛ منتها همین‏جا هم بایستی آن مرز را پیدا کرد. بعضی ها از چادر فرار می‏کنند، به خاطر این‏که هجوم تبلیغاتی غرب دامنگیرشان نشود؛ منتها از چادر که فرار می‏کنند، به آن حجاب واقعی بدون چادر هم رو نمی‏آورند؛ چون آن را هم غرب مورد تهاجم قرار می‏ دهد!"

در آخر ، نوشتارم رو مزیین میکنم به کلامی که منتسب به دکتر شریعتی هست :

از استاد پرسیدند :

به نظر شما چه لباسی را به زن امروز بپوشانیم ؟

دکتر علی شریعتی در جواب گفتند : نمیخواهد لباسی بدوزید و بر تن زن امروز نمائید . فکر زن را اصلاح کنید او خود تصمیم میگیرد که چه لباسی برازنده اوست

***

جناب دکتر ملاحظه کنید فکر زنان تا چه حد اصلاح شده ... خیالتان راحت ... آرام بخوابید

"دو گوهر هویت و شخصیت ؛ گـــــــــــــم شده های حقیقی زنان و مردان جامعه ما"

در پناه حضرت دوست